عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

45

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قصهء خويش بگو و از حال خويش مرا خبر ده پير گفت : من وقتى گناهى كردم ، اكنون چهل سال است تا از آن گناه توبه ميكنم و از حق تعالى عذر مىخواهم . عيسى گفت : آن چه گناهست ؟ پير گفت : گناهى كه اللَّه تعالى بر من بپوشيد و ستر كرد تو چه پرسى از آن ؟ من آن گناه با كس نگويم مگر كه پيغامبرى را بينم از پيغامبران خداى و با وى بگويم . عيسى گفت : پس من پيغامبر خدايم عيسى مريم - با من بگوى ! گفت : اى عيسى وقتى بر درگاه ربّ العزّة فضولى كرده‌ام . كارى را كه اللَّه تعالى خواسته بود و رانده و كرده ، گفتم ليته لم يكن ، فانا استغفر اللَّه منه منذ اربعين سنة . فارسل عيسى عينيه بالدّموع فقال : انّى ارى اخى هذا يستغفر من ذنب لم يخطر لى ببال . 3 - النوبة الاولى ( 19 / 60 - 39 ) قوله تعالى : وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ بيم نماى ايشان را از روز نفريغ . « 1 » « إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ » آن گه كه [ خلق را بر سر دو راه گسيل كنند ] كار [ ميان گرويده و ناگرويده ] برگزارند . « وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ » و ايشان در غفلتند [ چون ناآگهان ] « وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ( 39 ) و ايشان نميگروند . « إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ » مائيم كه زمين را [ از اهل زمين ] ميراث بريم « وَ مَنْ عَلَيْها » و باز ماندگان را [ از مردگان ميراث بريم ] « وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ » ( 40 ) و همه را با ما آرند . « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ » و ياد كن در اين نامه ابراهيم را ، « إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا » ( 41 ) كه او راستى بود راست رو ، راست كار ، راستگوى پيغامبر . « إِذْ قالَ لِأَبِيهِ » آن گه كه پدر خويش را گفت : « يا أَبَتِ » اى پدر « لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ ؟ » چرا مىپرستى چيزى را كه نشنود و نه بيند ؟ « وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً ؟ » ( 42 ) و ترا سود ندارد و به كار نيايد هيچيز ؟

--> ( 1 ) نفريغ - كذا فى ثلاثة نسخ